با عضویت در لیچار اس ام اس از امکانات زیر استفاده کنید :

1) ارسال مطالب و اس ام اس به سایت و نشان دادن با نام خودتان

2) کسب امتیاز و شرکت در قرعه کشی ماهانه لیچار

3) خرید اعتبار و ارسال sms ها، جک های سایت به شماره موبایل

4) ارتباط با سایر کاربران و بازدیدکنندگان سایت لیچار

عضویت در سایت
راهنمای کاربـری


اس ام اس

بچه ها تقریبا آخرای رمانیم و من ازتون خوآهش میکنم به حرمت این هشت ماهی که مهمون خونه هاتون بودم و چشمای خوشگلتونو با نوشته های بی ارزشم خسته کردم و کلی هم تاخیر داشتم همتون بیاید نظر بدین و برام بگین که رمآن " شآید تلخ...شاید شیرین" چطور بود و چند درصد پسندیدین و اینکه دلتون می خواد چطوری تموم بشه??.....دلم گرفته از اینکه دارم میرم و دیگه با هیچ کدومتون ارتباط ندارم اما میدونم شما کلی خوشحالین که من بد قول بالاخره دارم میرم...نمیدونم چند تا پست دیگه مینویسم اما اینو میدونم به زودی زود دفتر و قصمون بسته میشه....

 

پس بیوگرافیتونو بگین؟؟....بگین رمان چطور بوده..؟؟؟.چند درصد دوست داشتین.؟؟..و دلتون می خواد چطور تموم بشه؟؟؟

 

اوکییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟



تاريخ : 93/07/14 | 18:32 | نویسنده : melika1998 |

تمام مطالب این وبلاگ بر اساس قوانین جمهوری اسلامی ایران هست.

اینم برنامه خوندن رمان تو کامپیوتر:دانلود

پروفایل نویسندگان دنیای رمان

دنیای رمان در سایت ساماندهی وزارت ارشاد به ثبت رسیده است.

نرم افزار پرنیان    اولین ختم قرآن دنیای رمان

انتخاب بهترین رمان 

دنیای رمان رو در فیس بوک دنبال کنید * بچه ها حتما این صحفه رو لایک کنید

دومین ختم قرآن دنیای رمان

نظر سنجي رمان هاي سبك همخونه اي...

درخواست نویسندگی شما در دنیای رمان

نظرسنجی رمان گروهی دنیای رمان

توجه نویسندگان عزیز : 

1- لطفا پست ثابت که میزارین برا چند روز بیشتر نباشه و خودتون بعد چند رو برش دارید

2- بعضی نویسندگان خیلی غیر فعال هستن لطفا تا هفته اینده یا یک فعالیتی از خودتون نشون بدید یا اگر پاک شدید امیداورم نارحت نشید

 

ایمیل مدیریت :

pavcity@gmail.com

 

همه نویسنده توجه داشته باشن : همه شما با قبول زحمت نویسندگی در دنیای رمان قبول کردید که در وبلاگ تبلیغ سایت یا وبلاگ های دیگر بخصوص با موضوع رمان انجام ندید من به عنوان صاحب وبلاگ اصلا رضایت نسبت به انجام این کار ندارم , درصورت تکرار متاسفانه موجب حذف نویسنده علارغم میلم میشه

 

دوستان بازم تاکید می کنم که بدون اخطار نویسنده حذف میشوند حق تبلیغات وبلاگ خصوصا وبلاگ رمان در این وبلاگ وجود نداره لطفا توجه کنید 


موضوعات مرتبط: اطلاعيه+نظرسنجي

تاريخ : 93/05/22 | 16:59 | نویسنده : محدثه (ادمین) |
سلام دوستان گرام دوستان درباره رمان دردم باید بگم رمان طولانی هست و من باید پستا و طولانی بزارم پس ترجیح میدم اگه این رمان ومیزارم و زحمت میکشم نظر داشته باشه ....اره درسته من رمان ننوشتم ولی همون گذاشتنش وقت میبره کار چندان اسونی نیست بعدشم من باید چندتا نظر داشته باشم که خود اون نویسنده از دیدنش شاد شه ....نه شما بگید حرفم غلطه ؟؟؟ در نتیجه اگه این پست بیشتر از 20 تا نظراورد بقیشو میزارم ....توقع نظر زیاد دارم چون رمان پر طرفداری و از بهترین رمان های 98ia هست .....و اگه نظر نباشه میرم سراغ یه رمان دیگه تا نظرات بیشتر از 20 تا شه ... خب دیگه زیاد فک زدم ........خدافظ
دیگر قسمت های رمان: اطلاعیه رمان دردم

تاريخ : 93/07/19 | 13:14 | نویسنده : ساتا |
سلام...

 

اینم پست آخر...حلالم کنین...

 

من  نویسنده رمان دختر سارق نیستم که امروز با فحشای ناجورتون بنده رو مستفیض کردین...خدا رو شکر میکنم که تموم شد...شخصیت منو با این فحشاتون زیر سوال بردین...ملیکا هر وقت که دوست داشته باشه ادامه میده و منم وکیل وصیش نیستم که بگم برو ادامه رمانتو بنویس پس به بنده ربط نداره که شما اومدین هرچی دلتون میخواد به من میگید...از اوناییم که تا اینجا همراهم بودن واقعا مچکرم...من آدمی نیستم که تر و خشکو با هم بسوزونم و میدونم اونایی که انقدر بی تربیتن شخصیت خونوادگی خودشونو دارن نشون میدن که پدر و مادرشون چطور تربیتشون کردن...ممنونم از همگی..

 

 

              پایان



ادامه رمان
تاريخ : 93/07/18 | 19:15 | نویسنده : melika1998 |
تاريخ : 93/07/17 | 18:57 | نویسنده : melika1998 |
سلام بچه ها..

 

فک کنم بعضیاتون پست جدیدو نخوندین و فقط فک کردین نظرسنجی رو گذاشتم اما دوتا پست با هم گذاشتم...یکی پست رمان و یکی پست نظرسنجی...اگه هرکی نخونده بره بخونه و احتمال زیاد اگه از آسمون سنگ نباره فردا پست جدید میزارم....

 

مرسی از لطف و مهربونی های بی دریغتون............



تاريخ : 93/07/16 | 15:21 | نویسنده : melika1998 |
سلام به خوشگل موشگلا....


راستی  این پست از زبون سوم شخص هستش ...

 

نظر بدیناااااااااااااااااااااااااااااااااا....


دیگر قسمت های رمان: رمان شاید تلخ , شاید شیرین

ادامه رمان
تاريخ : 93/07/14 | 18:25 | نویسنده : melika1998 |
سلام به دوستای گلم...

خودم میدونم که تاخیر زیاد دارم اما واقعا خیلی درس دارم و چون آخرای رمانه همه چی باهم داره فشار میاره...مخم به کل تعطیل شده....از دوست عزیزم خورشید خیلی تشکر میکنم که برام گروه ساخت....روزی که می خواستم این رمانو شروع کنم فکرشم نمی کردم که روزی به جایی برسه که بخوان برام گروه هوادار تشکیل بدن..خیلی دوستون   دارم....مااااااااااچچچچچچچ...



ادامه رمان
تاريخ : 93/07/12 | 18:27 | نویسنده : melika1998 |
این پست خیلی کوتاهه..

 

چون می خواستم زود پست جدید بزارم مجبور شدم کم بنویسم...واقعا حجم درسام زیاده اصلا وقت نمیکنم اما با این حال خیلی راضیم...



ادامه رمان
تاريخ : 93/07/07 | 18:50 | نویسنده : melika1998 |
این پستو خیلی دوس دارم...خیلی غمیگینه...

همه چی رو دیگه فهمیدید....

 

خصوصی نظر ندین نمی تونم تایید کنم....

 

واقعا یه عده کمیتون خیلی ناراحتم کردن....هنوزم دلخورم...حرفی هم برای گفتن ندارم.........



ادامه رمان
تاريخ : 93/07/05 | 17:55 | نویسنده : melika1998 |
نظرات خیلی کمه...تو نودوهشتیا که انگار همه اعتصاب کردن و یدونه نقدم نمیزارن...بعد حالا هی میگید پستارو تپل تر کن...اونوقت به چه انگیزه ای????

به هر حال اگه دیر میزارم اعتراض نکنید چون من الان هفت ماه دارم از مغزم کار میکشمو پست مینویسم و الانم دیگه مخم استپ کرده....بدون حمایت واقعا سخته و من این همراهی رو تو تعداده خیلی اندکی دیدم.....


به هرحال بگذریم و بریم سراغ پست....



ادامه رمان
تاريخ : 93/07/03 | 19:38 | نویسنده : melika1998 |
سلامی پر از شرمندگی....

میدونم خیلی تاخیر داشتم اما واقعا به این استراحت نیاز داشتم....

دیشب تازه از مسافرت برگشتم و امروزم رفتم مدرسه...واااای نمیدونید چه حس گندیه بعد کلی خوشی بخوای مدرسه بری و درس بخونی.....حالم از هرچی کتاب و دفتره به هم میخوره....امیدوارم برای همه امسال سالی پر از موفقیت و شادی باشه...شما هم برای من دعا کنید که بتونم با وجود درس رمانمو به بهترین نحو تا آخره مهر تموم کنم...البته هیچ قولی نمیدم ولی فک میکنم تا آخر مهر یا اوایل آبان دیگه تموم بشه.....اوففففففف خیلی خستم و کلی هم دارم سر شما رو میخورم.....

نظر بدین تا پستای تپل بزارم...

اینم از پست جدید......



ادامه رمان
تاريخ : 93/06/31 | 18:25 | نویسنده : melika1998 |
رمان دردم10
دیگر قسمت های رمان: رمان دردم10

ادامه رمان
تاريخ : 93/06/31 | 13:49 | نویسنده : ساتا |
رمان دردم9
دیگر قسمت های رمان: رمان دردم9

ادامه رمان
تاريخ : 93/06/31 | 13:46 | نویسنده : ساتا |
رمان دردم8
دیگر قسمت های رمان: رمان دردم8

ادامه رمان
تاريخ : 93/06/31 | 13:43 | نویسنده : ساتا |
رمان دردم7
دیگر قسمت های رمان: رمان دردم7

ادامه رمان
تاريخ : 93/06/31 | 13:41 | نویسنده : ساتا |
رمان دردم6
دیگر قسمت های رمان: رمان دردم6

ادامه رمان
تاريخ : 93/06/31 | 13:38 | نویسنده : ساتا |
رمان دردم 5
دیگر قسمت های رمان: رمان دردم 5

ادامه رمان
تاريخ : 93/06/31 | 13:35 | نویسنده : ساتا |
رمان دردم .....ادامه قسمت 3
دیگر قسمت های رمان: رمان دردم , ادامه 3

ادامه رمان
تاريخ : 93/06/31 | 13:32 | نویسنده : ساتا |
رمان دردم
دیگر قسمت های رمان: رمان دردم 3

ادامه رمان
تاريخ : 93/06/31 | 13:31 | نویسنده : ساتا |
رمان دردم4
دیگر قسمت های رمان: رمان دردم4

ادامه رمان
تاريخ : 93/06/31 | 13:30 | نویسنده : ساتا |
رمان دردم 2
دیگر قسمت های رمان: رمان دردم 2

ادامه رمان
تاريخ : 93/06/31 | 13:26 | نویسنده : ساتا |
اينم از مشخصات رمان: دَردم نويسنده: sun daughter کاربر انجمن نودوهشتيا به نام تو که در دَم ... بی همدم ... هستی کماکان هر دَم! مقدمه: در دم درد من این است: که زیادی سخت است ! بی تو بودن را نمی گویم... حتی روزگار هم نمیگویم... نه شکوه دارم ... نه شُکوه می خواهم! کلی گفتم... مثل جزییات آن دم داغ تو که مرا تا جنون باور یک خیال می برد! در دم دام می افکنم برای تماشای یک دل سیر فروغ بی فروغ نگاه تو... در دم جان می سپارم... میان دست تو ... میان حس تو... زیر چشم تو... زیر سایه ی تو... پر پر میزنم... در دم، هر دم... بی تو !!! در دم درد من این است ز بی دردی دردهای کهنه مجذوب عفونت های خسته ی فردا شده ام...! در دم درد من این است ز کوشش فراموشی نگاه سردِ دم وبی دم تو که یادواره ی سنگینی است و به دوش ذهن میکشم...! در دم... امان از این دردم... درد دردناکی است! و در این دم... میکشد اخر مرا دردم...! منم اسیر بند یک دم... من آدمم... گروگان یک آه و دم!!! در دم... درد من این است ... «مرا میبینی و هر دم زیادت میکنی دردم * * * تو را میبینم و میلم زیادت میشود هر دم » حافظ نقش آفرینان: محمد کسرا راد نیاز نامجو و سپنتا زارع ... ************************* پی نوشت: قطعه ای از زندگی واقعی به استناد دیده های شاید مشترک شنیده ها رسم ها سنت ها آیین ها و ... به دور از قالب زمان و مکان در پناه تجربیات و در میان کلمات و توصیفات گرد هم آمدند. هر وقت به خلاصه اش فکر میکنم به هیچ نتیجه ای نمیرسم جز این که داستانی است از زندگی ادم هایی که احتمالا وجود دارند، من انها را واقعی می پندارم و مطمئنم در گوشه ای از دنیا بدون شناخت از منی که انها را مینویسم زندگی میکنند! با تمام مشکلات دست و پنجه نرم میکنند و برای بقا تلاش میکنند عادت میکنند، عاشق میشوند ، عشق بازی میکنند، تجربه میکنند، متنفر میشوند ، دوست میدارند و میبخشند!!! آنها زندگی میکنند... میخواهم از زندگی بنویسم! اگر روزی روزگاری آنها را دیدید سلام من را به آنها برسانید... ! خورشید.ر خلاصه:این داستان برداشتی آزاد از وقایع یک زندگی است. در دَم در دو مفهوم دردِ من و در لحظه به کاربرده شده است.
دیگر قسمت های رمان: رمان دردم 1

ادامه رمان
تاريخ : 93/06/31 | 13:24 | نویسنده : ساتا |
سلام دوستان گلم

در جواب تینا جون که در خواست رمان کرده بود باید بگم اسم اون رمان سپیده دم انتظار هست که یکی از دوستان به اسم نویده عزیز  گفت و من ممنونشم

 

و خب درباره دوستانی که درخواست رمان کردن من تمام سعیمو میکنم رمان سپیده دم انتظار پیدا کنم ولی اگه نکردم ایشاا... یکی از رمان های در خواستی

و درباره رمان خوابگاه من  نمیتونم ادامشو بزارم ببخشید و همچنین رمان شاه شطرنج که اجازه کپی داده نشده

 

و رمان بعدی رمان بسیار طولانی دردم

 

 


دیگر قسمت های رمان: اطلاعیه رمان

تاريخ : 93/06/29 | 12:1 | نویسنده : ساتا |
تاريخ : 93/06/24 | 17:38 | نویسنده : melika1998 |
سلام به همگی....

 

بچه ها واقعا ببخشید...قرار بود امروز قبل از رفتنم براتون پست بزارم اما دیشب از بی خوابی و خستگی چشام می سوخت واسه همین نتونستم بیدار بمونم پست آماده کنم....شرمندتونم...

 

الان دارم میرم مسافرت و فعلا پست نداریم...قول میدم هروقت شد پست بنویسم و اگه نت داشتم براتون بزارم....مرسیییییییییییی...اگه دیر شد که دیگه ببخشید...

 

بای بای



تاريخ : 93/06/18 | 13:52 | نویسنده : melika1998 |
رمان سو تفاهم اخررررررررررررررررررررررررر
دیگر قسمت های رمان: رمان سو تفاهم اخررررررررررررررررررررررررر

ادامه رمان
تاريخ : 93/06/17 | 17:27 | نویسنده : ساتا |
رمان سو تفاهم4
دیگر قسمت های رمان: رمان سو تفاهم4

ادامه رمان
تاريخ : 93/06/17 | 17:26 | نویسنده : ساتا |
رمان سو تفاهم3
دیگر قسمت های رمان: رمان سو تفاهم3

ادامه رمان
تاريخ : 93/06/17 | 17:13 | نویسنده : ساتا |
رمان سو تفاهم2
دیگر قسمت های رمان: رمان سو تفاهم2

ادامه رمان
تاريخ : 93/06/17 | 17:11 | نویسنده : ساتا |
.::.
با کلیک روی +۱ دنیای رمان را در گوگل محبوب کنید