با عضویت در لیچار اس ام اس از امکانات زیر استفاده کنید :

1) ارسال مطالب و اس ام اس به سایت و نشان دادن با نام خودتان

2) کسب امتیاز و شرکت در قرعه کشی ماهانه لیچار

3) خرید اعتبار و ارسال sms ها، جک های سایت به شماره موبایل

4) ارتباط با سایر کاربران و بازدیدکنندگان سایت لیچار

عضویت در سایت
راهنمای کاربـری


اس ام اس


تمام مطالب این وبلاگ بر اساس قوانین جمهوری اسلامی ایران هست.

اینم برنامه خوندن رمان تو کامپیوتر:دانلود

پروفایل نویسندگان دنیای رمان

دنیای رمان در سایت ساماندهی وزارت ارشاد به ثبت رسیده است.

نرم افزار پرنیان    اولین ختم قرآن دنیای رمان

انتخاب بهترین رمان 

دنیای رمان رو در فیس بوک دنبال کنید * بچه ها حتما این صحفه رو لایک کنید

دومین ختم قرآن دنیای رمان

نظر سنجي رمان هاي سبك همخونه اي...

درخواست نویسندگی شما در دنیای رمان

نظرسنجی رمان گروهی دنیای رمان

توجه نویسندگان عزیز : 

1- لطفا پست ثابت که میزارین برا چند روز بیشتر نباشه و خودتون بعد چند رو برش دارید

2- بعضی نویسندگان خیلی غیر فعال هستن لطفا تا هفته اینده یا یک فعالیتی از خودتون نشون بدید یا اگر پاک شدید امیداورم نارحت نشید

 

ایمیل مدیریت :

pavcity@gmail.com

 

همه نویسنده توجه داشته باشن : همه شما با قبول زحمت نویسندگی در دنیای رمان قبول کردید که در وبلاگ تبلیغ سایت یا وبلاگ های دیگر بخصوص با موضوع رمان انجام ندید من به عنوان صاحب وبلاگ اصلا رضایت نسبت به انجام این کار ندارم , درصورت تکرار متاسفانه موجب حذف نویسنده علارغم میلم میشه

 

دوستان بازم تاکید می کنم که بدون اخطار نویسنده حذف میشوند حق تبلیغات وبلاگ خصوصا وبلاگ رمان در این وبلاگ وجود نداره لطفا توجه کنید 


موضوعات مرتبط: اطلاعيه+نظرسنجي

تاريخ : 93/05/22 | 16:59 | نویسنده : محدثه (ادمین) |
این پست خیلی کوتاهه..

 

چون می خواستم زود پست جدید بزارم مجبور شدم کم بنویسم...واقعا حجم درسام زیاده اصلا وقت نمیکنم اما با این حال خیلی راضیم...



ادامه رمان
تاريخ : 93/07/07 | 18:50 | نویسنده : melika1998 |
این پستو خیلی دوس دارم...خیلی غمیگینه...

همه چی رو دیگه فهمیدید....

 

خصوصی نظر ندین نمی تونم تایید کنم....

 

واقعا یه عده کمیتون خیلی ناراحتم کردن....هنوزم دلخورم...حرفی هم برای گفتن ندارم.........



ادامه رمان
تاريخ : 93/07/05 | 17:55 | نویسنده : melika1998 |
نظرات خیلی کمه...تو نودوهشتیا که انگار همه اعتصاب کردن و یدونه نقدم نمیزارن...بعد حالا هی میگید پستارو تپل تر کن...اونوقت به چه انگیزه ای????

به هر حال اگه دیر میزارم اعتراض نکنید چون من الان هفت ماه دارم از مغزم کار میکشمو پست مینویسم و الانم دیگه مخم استپ کرده....بدون حمایت واقعا سخته و من این همراهی رو تو تعداده خیلی اندکی دیدم.....


به هرحال بگذریم و بریم سراغ پست....



ادامه رمان
تاريخ : 93/07/03 | 19:38 | نویسنده : melika1998 |
سلامی پر از شرمندگی....

میدونم خیلی تاخیر داشتم اما واقعا به این استراحت نیاز داشتم....

دیشب تازه از مسافرت برگشتم و امروزم رفتم مدرسه...واااای نمیدونید چه حس گندیه بعد کلی خوشی بخوای مدرسه بری و درس بخونی.....حالم از هرچی کتاب و دفتره به هم میخوره....امیدوارم برای همه امسال سالی پر از موفقیت و شادی باشه...شما هم برای من دعا کنید که بتونم با وجود درس رمانمو به بهترین نحو تا آخره مهر تموم کنم...البته هیچ قولی نمیدم ولی فک میکنم تا آخر مهر یا اوایل آبان دیگه تموم بشه.....اوففففففف خیلی خستم و کلی هم دارم سر شما رو میخورم.....

نظر بدین تا پستای تپل بزارم...

اینم از پست جدید......



ادامه رمان
تاريخ : 93/06/31 | 18:25 | نویسنده : melika1998 |
رمان دردم10
دیگر قسمت های رمان: رمان دردم10

ادامه رمان
تاريخ : 93/06/31 | 13:49 | نویسنده : ساتا |
رمان دردم9
دیگر قسمت های رمان: رمان دردم9

ادامه رمان
تاريخ : 93/06/31 | 13:46 | نویسنده : ساتا |
رمان دردم8
دیگر قسمت های رمان: رمان دردم8

ادامه رمان
تاريخ : 93/06/31 | 13:43 | نویسنده : ساتا |
رمان دردم7
دیگر قسمت های رمان: رمان دردم7

ادامه رمان
تاريخ : 93/06/31 | 13:41 | نویسنده : ساتا |
رمان دردم6
دیگر قسمت های رمان: رمان دردم6

ادامه رمان
تاريخ : 93/06/31 | 13:38 | نویسنده : ساتا |
رمان دردم 5
دیگر قسمت های رمان: رمان دردم 5

ادامه رمان
تاريخ : 93/06/31 | 13:35 | نویسنده : ساتا |
رمان دردم .....ادامه قسمت 3
دیگر قسمت های رمان: رمان دردم , ادامه 3

ادامه رمان
تاريخ : 93/06/31 | 13:32 | نویسنده : ساتا |
رمان دردم
دیگر قسمت های رمان: رمان دردم 3

ادامه رمان
تاريخ : 93/06/31 | 13:31 | نویسنده : ساتا |
رمان دردم4
دیگر قسمت های رمان: رمان دردم4

ادامه رمان
تاريخ : 93/06/31 | 13:30 | نویسنده : ساتا |
رمان دردم 2
دیگر قسمت های رمان: رمان دردم 2

ادامه رمان
تاريخ : 93/06/31 | 13:26 | نویسنده : ساتا |
اينم از مشخصات رمان: دَردم نويسنده: sun daughter کاربر انجمن نودوهشتيا به نام تو که در دَم ... بی همدم ... هستی کماکان هر دَم! مقدمه: در دم درد من این است: که زیادی سخت است ! بی تو بودن را نمی گویم... حتی روزگار هم نمیگویم... نه شکوه دارم ... نه شُکوه می خواهم! کلی گفتم... مثل جزییات آن دم داغ تو که مرا تا جنون باور یک خیال می برد! در دم دام می افکنم برای تماشای یک دل سیر فروغ بی فروغ نگاه تو... در دم جان می سپارم... میان دست تو ... میان حس تو... زیر چشم تو... زیر سایه ی تو... پر پر میزنم... در دم، هر دم... بی تو !!! در دم درد من این است ز بی دردی دردهای کهنه مجذوب عفونت های خسته ی فردا شده ام...! در دم درد من این است ز کوشش فراموشی نگاه سردِ دم وبی دم تو که یادواره ی سنگینی است و به دوش ذهن میکشم...! در دم... امان از این دردم... درد دردناکی است! و در این دم... میکشد اخر مرا دردم...! منم اسیر بند یک دم... من آدمم... گروگان یک آه و دم!!! در دم... درد من این است ... «مرا میبینی و هر دم زیادت میکنی دردم * * * تو را میبینم و میلم زیادت میشود هر دم » حافظ نقش آفرینان: محمد کسرا راد نیاز نامجو و سپنتا زارع ... ************************* پی نوشت: قطعه ای از زندگی واقعی به استناد دیده های شاید مشترک شنیده ها رسم ها سنت ها آیین ها و ... به دور از قالب زمان و مکان در پناه تجربیات و در میان کلمات و توصیفات گرد هم آمدند. هر وقت به خلاصه اش فکر میکنم به هیچ نتیجه ای نمیرسم جز این که داستانی است از زندگی ادم هایی که احتمالا وجود دارند، من انها را واقعی می پندارم و مطمئنم در گوشه ای از دنیا بدون شناخت از منی که انها را مینویسم زندگی میکنند! با تمام مشکلات دست و پنجه نرم میکنند و برای بقا تلاش میکنند عادت میکنند، عاشق میشوند ، عشق بازی میکنند، تجربه میکنند، متنفر میشوند ، دوست میدارند و میبخشند!!! آنها زندگی میکنند... میخواهم از زندگی بنویسم! اگر روزی روزگاری آنها را دیدید سلام من را به آنها برسانید... ! خورشید.ر خلاصه:این داستان برداشتی آزاد از وقایع یک زندگی است. در دَم در دو مفهوم دردِ من و در لحظه به کاربرده شده است.
دیگر قسمت های رمان: رمان دردم 1

ادامه رمان
تاريخ : 93/06/31 | 13:24 | نویسنده : ساتا |
سلام دوستان گلم

در جواب تینا جون که در خواست رمان کرده بود باید بگم اسم اون رمان سپیده دم انتظار هست که یکی از دوستان به اسم نویده عزیز  گفت و من ممنونشم

 

و خب درباره دوستانی که درخواست رمان کردن من تمام سعیمو میکنم رمان سپیده دم انتظار پیدا کنم ولی اگه نکردم ایشاا... یکی از رمان های در خواستی

و درباره رمان خوابگاه من  نمیتونم ادامشو بزارم ببخشید و همچنین رمان شاه شطرنج که اجازه کپی داده نشده

 

و رمان بعدی رمان بسیار طولانی دردم

 

 


دیگر قسمت های رمان: اطلاعیه رمان

تاريخ : 93/06/29 | 12:1 | نویسنده : ساتا |
تاريخ : 93/06/24 | 17:38 | نویسنده : melika1998 |
سلام به همگی....

 

بچه ها واقعا ببخشید...قرار بود امروز قبل از رفتنم براتون پست بزارم اما دیشب از بی خوابی و خستگی چشام می سوخت واسه همین نتونستم بیدار بمونم پست آماده کنم....شرمندتونم...

 

الان دارم میرم مسافرت و فعلا پست نداریم...قول میدم هروقت شد پست بنویسم و اگه نت داشتم براتون بزارم....مرسیییییییییییی...اگه دیر شد که دیگه ببخشید...

 

بای بای



تاريخ : 93/06/18 | 13:52 | نویسنده : melika1998 |
رمان سو تفاهم اخررررررررررررررررررررررررر
دیگر قسمت های رمان: رمان سو تفاهم اخررررررررررررررررررررررررر

ادامه رمان
تاريخ : 93/06/17 | 17:27 | نویسنده : ساتا |
رمان سو تفاهم4
دیگر قسمت های رمان: رمان سو تفاهم4

ادامه رمان
تاريخ : 93/06/17 | 17:26 | نویسنده : ساتا |
رمان سو تفاهم3
دیگر قسمت های رمان: رمان سو تفاهم3

ادامه رمان
تاريخ : 93/06/17 | 17:13 | نویسنده : ساتا |
رمان سو تفاهم2
دیگر قسمت های رمان: رمان سو تفاهم2

ادامه رمان
تاريخ : 93/06/17 | 17:11 | نویسنده : ساتا |
سلام دوستای گل ...............

یکی از دوستان درخواست یه رمان کرده بودن که من خودم خوندم خواهشا اگه کسی خونده اسم رمان و نویسنده رمان  تو نظرات بگه تا بذارم به نظرم باید رمان جالبی بیاد اینم خلاصه رمانی که دربارش گفتم 

خلاغصه :  درباره دختری به اسم نازلی بود که با مادر بزرگ و پدرش زندگی می کنه و مادر بزرگش از ترک های مهاجر بوده و اسمش النازه که خواهر دو قلویی به اسم تلناز داشته که به خاطر حسادت به خواهرش و علاقه به شوهر خواهرش تو ماجرای مهاجرتشون از باکو به ایران خودشو به جای الناز جا می زنه.
    

 

و از این خواهش بگذریم رمان بعدی

                             رمان سو تفاهم

خلاصه:یه سوء تفاهم بین دو تا ادم یه دختر و یه پسر واینکه ایا اونا قادرن این مسئله رو حل کنن؟ و دلیل این سوء تفاهم ایا یه اتفاق سادس ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

نویسنده:fereshte 69

 

قسمت اول


دیگر قسمت های رمان: رمان سو تفاهم1

ادامه رمان
تاريخ : 93/06/17 | 17:9 | نویسنده : ساتا |
سلام به دوستای قشنگم...

میدونید شاید خیلی حرص درار و گنگ باشه اما باید کم کم بریم جلو دیگه....با این حال مرسی از اونایی که تا اینجا همراهیم کردن و گفتن نمی خوان رمانو ادامه بدن چون دارم خیلی بد جلو میرم....شرمنده گل روی همون بعضیا هستم که این رمان به مذاقشون خوش نیومد...به هر حال بد و خوب این رمان منه و زاده تفکراتم و شاید خیلیا نپسندن اما این یه واقعیته.....خلاصه که از همه ممنونم , چه اونایی که نمی خوان ادامه بدن و چه اونایی که با تمام بدی ها هنوزم می خوان پا به پام پیش بیان....چاکر همتونم هستم...نیلو عاشق تک تکتونه...بدونید که این یه واقعیته نه تعارف....واقعا از ته قلبم دوستون دارم.....


راستی آهنگی که تو پست قبل هست رو حتما حتما گوش کنید , فوق العادست...آهنگ سخته از بلک کتس...واقعا بی نظیره...


پیش به سوی پست جدید.......

این پست خیلی تپله و میدونم که خیلی انتظارشو کشیدین چون تو این قسمت دلیل جدایی رو توضیح میدم.....پس نظرا رو زیاد زیاد بفرستین بیاد......


مخلصیمااااااااااااااااااااااااااا......



ادامه رمان
تاريخ : 93/06/17 | 16:28 | نویسنده : melika1998 |
سلام دوزتان.....

نظرات پست قبل خیلی کم بود.....دوباره قهر می کنم تا دو هفته دیگه هااا...بلی بلی بدجنس می شویم....

تازه سه چهار روز دیگه دارم میرم مسافرت واسه همین شاید پست نداشته باشیم.....البته شاید , معلوم نیست.........

 

راستی واقعا شرمنده بعضیاتونم...چرا که یه آدم از خدا بی خبر با کلمات زشت جواب نظراتو داده و تاییدشون کرده...امیدوارم که ندیده باشین چون زود درستش کردم...واقعا شرمنده روی گل تک تکتونم....به نظرم ادمین باید یه فکری بکنه...

اینم از پست جدید.........



ادامه رمان
تاريخ : 93/06/16 | 14:20 | نویسنده : melika1998 |
رمان عشق دردناک قسمت اخررررررر
دیگر قسمت های رمان: رمان عشق دردناک قسمت اخررررررر

ادامه رمان
تاريخ : 93/06/14 | 13:42 | نویسنده : ساتا |
رمان عشق دردناک3
دیگر قسمت های رمان: رمان عشق دردناک3

ادامه رمان
تاريخ : 93/06/14 | 13:40 | نویسنده : ساتا |
رمان عشق دردناک2
دیگر قسمت های رمان: رمان عشق دردناک2

ادامه رمان
تاريخ : 93/06/14 | 13:38 | نویسنده : ساتا |
سلام..............خوبید ؟؟؟؟؟؟؟؟

 خیلی قشنگههه و جالب ........... بخونید 

نظرم بزارید


دیگر قسمت های رمان: رمان عشق دردناک

ادامه رمان
تاريخ : 93/06/14 | 13:28 | نویسنده : ساتا |
.::.
با کلیک روی +۱ دنیای رمان را در گوگل محبوب کنید